فولادسازان -صنعت فولاد ایران طی چند دهه گذشته مسیر قابل توجهی را طی کرده و امروز کشور با تولید حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵ در جمع ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان قرار گرفته است. با این حال، مسئله اصلی صنعت فولاد کشور دیگر صرفاً افزایش میزان تولید نیست؛ بلکه موضوع مهم، نحوه استفاده از ظرفیت‌های موجود برای ایجاد ارزش اقتصادی، تقویت مزیت رقابتی و دستیابی به بازارهای پایدار است

در این میان، فولادهای تخت و ورق‌های فولادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ چراکه این محصولات به‌عنوان حلقه اتصال صنعت فولاد با بخش قابل توجهی از صنایع کشور، در صنایعی همچون نفت، گاز و پتروشیمی، خطوط انتقال، مخازن، کشتی‌سازی، خودرو، لوازم خانگی، ساختمان و صنایع ماشین‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از همین رو، آینده این بخش از صنعت فولاد را باید در توسعه محصولات تخصصی، تکمیل زنجیره ارزش، پایداری تأمین، ارتقای کیفیت و حضور هدفمند در بازارهای صادراتی جست‌وجو کرد.

بازار فولادهای تخت؛ بازاری استراتژیک و رقابتی

بازار فولادهای تخت را می‌توان بازاری استراتژیک، رقابتی و در عین حال پرریسک ارزیابی کرد. ورق‌های فولادی برخلاف بسیاری از محصولات فولادی، مستقیماً در زنجیره‌های مهمی مانند صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، مخازن تحت فشار، نیروگاه‌ها و صنایع ماشین‌سازی، خودروسازی، لوازم خانگی و ساختمان مصرف می‌شوند. بنابراین وضعیت این بازار تنها تابع قیمت فولاد نیست و به شرایط کلان اقتصاد، میزان سرمایه‌گذاری صنعتی و وضعیت پروژه‌های زیرساختی نیز وابستگی بالایی دارد.

مزیت تولید فولاد خام الزاماً به معنای برخورداری از مزیت رقابتی در حوزه ورق‌های تخت با ارزش افزوده بالا نیست. آینده صنعت فولاد ایران بیش از آنکه به افزایش تولید فولاد خام وابسته باشد، به این موضوع بستگی دارد که چه میزان از تولید کشور بتواند به محصولات تخت کیفی، تخصصی و نهایی تبدیل شود.

بازار فولادهای تخت را نمی‌توان صرفاً بر اساس عرضه و تقاضای فولاد خام تحلیل کرد. این بازار به دلیل ارتباط مستقیم با صنایع پایین‌دستی، تابعی از رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری صنعتی، پروژه‌های زیرساختی، وضعیت صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، تحولات بازار جهانی فولاد و شرایط عمومی اقتصاد است.

در ایران، از یک سو ظرفیت قابل توجهی در تولید تختال، ورق گرم، ورق سرد و محصولات پوشش‌دار ایجاد شده و از سوی دیگر، در بخش ورق‌های عریض و تخصصی نیز توانمندی‌های مهمی شکل گرفته است.

برای مثال، فولاد اکسین خوزستان با تمرکز بر ورق‌های عریض و محصولات مورد استفاده در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، مخازن و پروژه‌های زیرساختی، در بخش مهمی از بازار محصولات تخت تخصصی فعالیت می‌کند. ظرفیت اسمی این شرکت حدود ۱.۰۵ میلیون تن ورق در سال می‌باشد.

با این حال، چالش اصلی بازار فولاد تخت ایران کمبود ظرفیت تولید نیست؛ بلکه عدم تطابق میان ظرفیت، سبد محصول، نیاز واقعی بازار، قابلیت عرضه پایدار و محدودیت‌های انرژی است.

در سال‌های اخیر، رکود بخش‌هایی از اقتصاد داخلی باعث شده مصرف برخی محصولات فولادی کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، محدودیت برق و گاز باعث شده تولیدکننده نتواند همیشه بر اساس ظرفیت اسمی تولید کند.

در این شرایط باید میان سه مفهوم ظرفیت اسمی، تولید واقعی و تولید اقتصادی تفاوت قائل شد. ممکن است کارخانه‌ای ظرفیت اسمی بالایی داشته باشد، اما محدودیت مواد اولیه، انرژی، تعمیرات، نقدینگی، تقاضای بازار یا محدودیت‌های صادراتی مانع استفاده کامل از ظرفیت شود.

بنابراین شاخص موفقیت صنعت فولاد در آینده نباید فقط تناژ تولیدشده باشد، بلکه شاخص‌هایی مانند ارزش محصول به ازای هر تن، سهم محصولات ویژه، حاشیه سود، سهم صادرات پایدار، رضایت مشتری، قابلیت تحویل به‌موقع و بهره‌وری انرژی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

تغییر ماهیت رقابت در بازار جهانی فولاد

چالش دیگر صنعت فولاد ایران، تغییر ماهیت رقابت جهانی است. در بازار جهانی، رقابت از تولیدکننده‌ای به تولیدکننده دیگر صرفاً بر سر قیمت نیست و عواملی همچون کیفیت، استاندارد، قابلیت اطمینان، ردپای کربن، لجستیک و استمرار تأمین به همان اندازه اهمیت پیدا کرده‌اند.

به‌خصوص آنکه بازار جهانی با فشار صادراتی بالایی از سوی تولیدکنندگان بزرگ مواجه است. برای نمونه، چین در سال ۲۰۲۵ با وجود کاهش تولید فولاد خام، صادرات بسیار بالایی داشت و بخش قابل توجهی از این صادرات مربوط به محصولات تخت مانند ورق کویل گرم بود.

بنابراین تولیدکننده ایرانی ورق، فقط با تولیدکننده داخلی رقابت نمی‌کند؛ بلکه در بازار صادراتی با بزرگ‌ترین تولیدکنندگان جهان مواجه است.

راهکار مقابله با این شرایط، ورود به جنگ قیمتی نیست؛ بلکه باید زمین رقابت را تغییر داد. به عبارت دیگر، باید از محصول تجاری به سمت محصولی حرکت کرد که مشتری برای آن علاوه بر قیمت، کیفیت، استاندارد، قابلیت فنی و اطمینان از تأمین را نیز خریداری می‌کند.

ایران در بخش محصولات نیمه‌نهایی مانند اسلب مزیت‌هایی دارد، اما اگر قرار باشد ورق نهایی صادر شود، دیگر فقط با فولادسازان منطقه‌ای رقابت نمی‌کنیم؛ بلکه با تولیدکنندگان بزرگی مانند چین، ترکیه، هند، کره جنوبی و کشورهای CIS مواجه خواهیم بود.

توسعه فولادهای خاص و با ارزش افزوده بالا

یکی از راهبردی‌ترین مسائل آینده صنعت فولاد ایران، توسعه فولادهای خاص و محصولات تخت با ارزش افزوده بالا است. صنعت فولاد کشور نمی‌تواند در بلندمدت تنها با افزایش تناژ تولید و صادرات محصولات پایه مانند اسلب، بیلت و بلوم به رقابت جهانی ادامه دهد. مزیت اصلی در آینده متعلق به کشوری خواهد بود که بتواند از هر تن فولاد، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کند.

کشوری که حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام تولید می‌کند، اگر همچنان بخش مهمی از مزیت خود را بر صادرات محصولات پایه و نیمه‌نهایی بنا کند، بخش قابل توجهی از ارزش اقتصادی زنجیره را واگذار کرده است. از این رو باید از مفهوم تولید بیشتر فولاد به سمت تولید فولاد مناسب برای یک کاربرد مشخصحرکت کرد.

در صنعت ورق گرم تخت، طیف بسیار وسیعی از محصولات وجود دارد؛ از ورق گرم تجاری تا ورق‌های مقاوم به سایش، ورق‌های مخازن تحت فشار، ورق‌های دریایی، فولادهای مورد استفاده در تجهیزات صنعتی، ورق‌های API برای خطوط انتقال نفت و گاز و ورق‌های خودرویی با کیفیت سطحی بالا.

در این محصولات، متالورژی، فرآیند تولید، کنترل کیفیت و دانش فنی بخش مهمی از ارزش محصول را تشکیل می‌دهند. هرچه به سمت این محصولات حرکت کنیم، رقابت صرفاً قیمتی کمتر شده و رقابت بر مبنای کیفیت، استاندارد، قابلیت اطمینان و دانش فنی افزایش پیدا می‌کند.

نمونه روشن این موضوع، فولادهای با گرید API است. در تولید ورق API، صرفاً دستیابی به استحکام کافی نیست و پارامترهایی مانند ترکیب شیمیایی، چقرمگی، خواص مکانیکی، جوش‌پذیری، ریزساختار، کنترل نورد و الزامات PSL اهمیت پیدا می‌کنند. این همان جایی است که دانش فنی از قیمت انرژی و مواد اولیه مهم‌تر می‌شود.

اگر با استفاده از فولاد با استحکام بالاتر بتوان طراحی خط لوله را بهینه کرد و ضخامت مورد نیاز را کاهش داد، مصرف فولاد و هزینه کل پروژه نیز می‌تواند کاهش پیدا کند. بنابراین محصول خاص، فقط برای تولیدکننده ارزش افزوده ایجاد نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند برای کل زنجیره پروژه ارزش اقتصادی ایجاد کند.

تولید محصول خاص چهار مزیت همزمان ایجاد می‌کند:

  • افزایش ارزش صادراتی هر تن: به جای اینکه منابع معدنی و انرژی کشور صرف صادرات مواد اولیه یا محصولات نیمه‌نهایی شود، ارزش بیشتری در داخل کشور ایجاد می‌شود.
  • کاهش واردات: ورق‌های مورد نیاز صنایع خودرو، نفت و گاز، پتروشیمی و تجهیزات صنعتی در داخل تولید شود، وابستگی ارزی کاهش پیدا می‌کند.
  • ایجاد دانش فنی: تولید فولاد خاص صرفاً خرید تجهیزات نیست و نیازمند دانش متالورژی، کنترل فرآیند، کیفیت، تحقیق و توسعه و ارتباط نزدیک با مشتری است.
  • ایجاد بازار صادراتی پایدارتر: مشتری محصول عمومی ممکن است هر لحظه تأمین‌کننده خود را تغییر دهد؛ اما مشتری محصول تخصصی معمولاً به دلیل الزام استانداردی متنوع و تأییدیه فنی گوناگون، رابطه بلندمدت‌تری با تولیدکننده برقرار می‌کند.

بنابراین، آینده رقابت‌پذیری فولاد ایران را باید در ارزش افزوده به ازای هر تن جست‌وجو کرد، نه صرفاً در تعداد تناژ تولید. زنجیره فولاد ایران از نظر منابع معدنی ظرفیت مناسبی دارد، اما مسئله امروز صرفاً کمبود ماده اولیه نیست؛ بلکه اطمینان‌پذیری کل زنجیره اهمیت دارد. اختلال در هر حلقه می‌تواند حلقه‌های بعدی را تحت تأثیر قرار دهد. برای محصولات تخت تخصصی، یک مسئله دیگر نیز وجود دارد و آن تطابق اسلب با نیاز نورد است. این موضوع برای ورق‌های عریض اهمیت ویژه‌ای دارد

برای تولید ورق‌های خاص، نمی‌توان صرفاً هر تختالی را وارد خط نورد کرد و انتظار داشت محصول نهایی با مشخصات مورد نظر تولید شود. کیفیت و مشخصات اسلب، ترکیب شیمیایی، ابعاد، وزن، عیوب داخلی و سطحی و قابلیت نورد، مستقیماً بر محصول نهایی اثر می‌گذارند. فولاد ایران عمدتاً بر پایه مسیر احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی توسعه یافته و این موضوع از یک طرف مزیت مهمی ایجاد کرده، اما از طرف دیگر وابستگی قابل توجهی به گاز طبیعی و برق ایجاد کرده است. بنابراین اگر برق یا گاز پایدار نباشد، حتی اگر سنگ‌آهن، کنسانتره و گندله کافی داشته باشیم، نمی‌توانیم از ظرفیت اسمی فولادسازی استفاده کنیم. در شرایطی که تولید فولاد کشور به برق و گاز پایدار وابسته است، محدودیت انرژی می‌تواند تولید را کاهش دهد، برنامه تحویل را مختل کند، هزینه تعمیرات و راه‌اندازی را افزایش دهد، کیفیت تولید را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت اعتماد مشتری را کاهش دهد.

این موضوع برای صادرات اهمیت بیشتری دارد. مشتری خارجی فقط قیمت نمی‌خرد؛ تعهد تحویل می‌خرد. اگر نتوانیم محصولی با گرید مشخص، مقدار مشخص و در تاریخ مشخص تحویل دهیم، در بازار بین‌المللی به سختی می‌توان رابطه بلندمدت ایجاد کرد.

ضرورت توسعه صادرات و حضور پایدار در بازارهای منطقه‌ای

با توجه به آمار و ارقام ارائه شده از سوی مراجع ذیصلاح، میزان تولید فولاد در کشور حدود ۳۲ میلیون تن در سال برآورد می‌گردد. این میزان تولید در سال تقریباً دو برابر نیاز مصرفی پروژه‌های کشور به محصولات فولادی می‌باشد. با عنایت به این امر و ضرورت پایداری تولید کارخانجات فولادی و حفظ اشتغال و همچنین تأمین منابع ارزی مورد نیاز کارخانجات و سایر گروه‌ها، موضوع صادرات اجتناب‌ناپذیر است. شرکت‌های فولادی برای حفظ و توسعه بازارهای صادراتی با چالش‌ها و موانعی مواجه هستند. ریسک‌های سیاسی و شرایط بسیار پیچیده منطقه‌ای یکی از موانع توسعه صادرات محصولات فولادی از مبدأ ایران به شمار می‌آید. در کنار آن، دوگانگی نرخ ارز حاصل از صادرات فولاد با نرخ ارز بازار آزاد یکی دیگر از چالش‌هاست.

برخی کشورهای همسایه اقدام به انعقاد قرارداد تعرفه ترجیحی با کشورهای رقیب مانند چین نموده‌اند که این موضوع منجر به افزایش بهای تمام‌شده خرید فولاد ایران برای آن کشورها شده است.

لذا برای حفظ و توسعه بازارهای صادراتی، علاوه بر لزوم رفع ریسک‌های سیاسی و امنیتی، سیاست یکپارچگی نرخ ارز حاصل از صادرات، حضور پررنگ در مجامع و محافل خارجی و بسترسازی قانونی برای واردکنندگان محصولات فولادی کشورهای منطقه می‌بایست در دستور کار قرار گیرد.

از سوی دیگر، صادرات نباید صرفاً ابزاری برای فروش مازاد تولید باشد؛ بلکه باید بخشی از استراتژی اصلی سازمان قرار گیرد. یعنی ابتدا بازار هدف، نیاز مشتری و استاندارد شناسایی شود و سپس تولید و زنجیره تأمین با آن بازار هماهنگ شود.

این موضوع به‌ویژه با توجه به اجرای CBAM از سال ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چراکه موضوع کربن و ردپای زیست‌محیطی به یکی از عوامل تعیین‌کننده رقابت‌پذیری فولاد تبدیل شده است.

به اعتقاد من، صنعت فولاد ایران در مرحله‌ای قرار گرفته که مزیت رقابتی آینده آن دیگر صرفاً افزایش ظرفیت تولید فولاد خام نیست. باید از ظرفیت تولید به سمت ظرفیت خلق ارزش حرکت کنیم. ایران از نظر منابع معدنی، انرژی، نیروی انسانی و موقعیت جغرافیایی ظرفیت‌های قابل توجهی دارد و در سال ۲۰۲۵ نیز با حدود ۳۲ میلیون تن تولید فولاد خام در رتبه دهم جهان قرار گرفته است. اما چالش اصلی، تبدیل این ظرفیت به ارزش افزوده و مزیت رقابتی پایدار است.

در حوزه فولادهای تخت، باید از تمرکز صرف بر ورق‌های تجاری و محصولات نیمه‌نهایی به سمت ورق‌های تخصصی، API، خودرویی، مقاوم به سایش و سایر فولادهای با ارزش افزوده بالا حرکت کنیم. این رویکرد هم موجب کاهش واردات می‌شود و هم امکان حضور پایدارتر در بازارهای صادراتی را فراهم می‌کند.

در کنار آن، مسئله انرژی، مهم‌ترین ریسک عملیاتی زنجیره فولاد است. اگر برق و گاز پایدار نباشد، حتی داشتن ظرفیت اسمی بالا نیز مزیت واقعی ایجاد نمی‌کند. بنابراین توسعه زیرساخت انرژی، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر باید همزمان با توسعه ظرفیت فولاد انجام شود.

در حوزه صادرات نیز باید از صادرات مازاد تولید به سمت صادرات استراتژیک حرکت کنیم. یعنی ابتدا بازار هدف، نیاز مشتری و استاندارد را شناسایی کنیم و سپس تولید و زنجیره تأمین را با آن بازار هماهنگ کنیم.

آینده فولاد ایران در ترکیب چهار مؤلفه محصول با ارزش افزوده بالا، انرژی پایدار، تولید کم‌کربن و بازار صادراتی پایدار است. اگر این چهار محور همزمان دنبال شوند، ایران می‌تواند از یک تولیدکننده بزرگ فولاد به یک تأمین‌کننده معتبر و تخصصی محصولات فولادی در منطقه تبدیل شود.