با شروع جنگ آمریکایی صهیونیستی علیه ایران، بدون شک مشکلات و چالش‌های بسیاری را در جریان صادرات، واردات فولاد و محصولات فولادی، بازار و معاملات این کالای راهبردی مهم در جهان ایجاد می‌کند. ایران با تولید ۳۱.۳ میلیون تُن معادل ۱.۷ درصد تولید فولاد جهان و صادرات نزدیک‌ به ده میلیون تُن، جایگاه دهم کشورهای […]

با شروع جنگ آمریکایی صهیونیستی علیه ایران، بدون شک مشکلات و چالش‌های بسیاری را در جریان صادرات، واردات فولاد و محصولات فولادی، بازار و معاملات این کالای راهبردی مهم در جهان ایجاد می‌کند. ایران با تولید ۳۱.۳ میلیون تُن معادل ۱.۷ درصد تولید فولاد جهان و صادرات نزدیک‌ به ده میلیون تُن، جایگاه دهم کشورهای تولید‌کننده‌ی جهان را در اختیار دارد. از آنجایی که احتمال دارد، جنگ فعلی ادامه‌دار باشد، آثار آن را در چند سطح می‌توان مورد بررسی قرار داد.

 

با توجه به آمارهای جهانی و ملی، منطقه خاورمیانه یکی از قطب‌های تولید و مصرف فولاد در جهان به حساب می‌آید و با توجه به برنامه‌های نوسازی و توسعه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و کشورهای آسیای میانه سهم فولاد در سبد مصرف این کشورها بسیار بالاست. سهم ارزش افزوده فولاد جهان ۲.۹ تریلیون دلار است. با بسته شدن تنگه هرمز، به‌عنوان مهم‌ترین شاهراه ترانزیت دریایی که تنها راه ورود به خلیج فارس و دسترسی دریایی به کشورهای منطقه محسوب می‌شود، هزینه تمام شده تولید فولاد را بالا می‌برد و قیمت تمام محصولات فولادی و هزینه های حمل و نقل و بیمه را نیز به شدت افزایش می‌دهد. از طرفی یکی از تبعات قطعی‌ پیش رو، کاهش تولید به دلیل کاهش عرضه است. کاهشی که منجر به افزایش ظاهری قیمت تمام شده و به تبع آن افزایش قیمت است. روندی که حتی با پایان جنگ هم به روال سابق برنمی‌گردد.

 

این مسئله منجر به کاهش سودآوری و درآمدهای صادراتی کشورهای صاحب صنعت فولاد نیز می‌شود. علاوه بر بسته شدن تنگه هرمز با افزایش شدید سطح ریسک‌های سیاسی و اقتصادی موجب افزایش میزان ریسک بیمه‌ها و زیان بیمه‌ها هم می‌شود و شرکت‌های صادر کننده و وارد کننده را وادار به پرداخت هزینه‌های گزاف برای بیمه محصولات خود می‌کند. نتیجه این اقدام افزایش شدید هزینه‌های تولید فولاد، محصولات فولادی و قیمت تمام شده آن‌ها است. این موضوع به صورت مستقیم موجب برهم خوردن تعادل در بازار فولاد و شکل گیری موج‌های سینوسی قیمتی می‌شود. در لایه پایین‌تر از آنجایی که فولاد به شدت به متغیرهای انرژی حساس است و هر نوع نوسانی در بخش انرژی آثار فوری بر بازار و صنعت فولاد دارد و آن را وادار به واکنش می‌کند. همچنین با توجه به اینکه یک سوم نفت و گاز و فراورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کنند، هر نوع اختلال در مسیر عبور و تردد و جریان حمل و نقل تاثیر مستقیم و فوری بر صنعت فولاد دارد. فولاد صنعتی انرژی بر و به شدت وابسته به برق و گاز است و اختلال در هر کدام از این عوامل موجب وقوع پیامدهای ناگواری برای صنعت فولاد می‌شود. بررسی‌ها با در نظر گرفتن روند مصرف فولاد جهان‌ و تا پیش از وقوع جنگ نشان می‌دهد، تولید این محصول راهبردی تا سال ۲۰۵۰ به ۲.۱۸۷ میلیارد تُن برسد.

 

اما در سطح خُرد؛ صنعت فولاد ایران برای تامین برخی مواد اولیه مانند قراضه باکیفیت، فروآلیاژها و مواد نسوز به واردات وابسته است. بسته شدن تنگه هرمز علاوه بر اختلال در مسیر واردات این مواد زنجیره تولید را تحت فشار قرار می‌دهد. این مسئله به‌ویژه برای کارخانه‌های دارای کوره قوس الکتریکی که مصرف قراضه بالایی دارند، به شدت موجب چالش می‌شود. از دیدگاه اقتصاد، تولید، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، قیمت مواد اولیه وارداتی را به شدت افزایش می‌دهد. این افزایش هزینه در نهایت به قیمت تمام‌شده محصولات نهایی اضافه شده و توان رقابتی تولیدکنندگان داخلی را در بازارهای صادراتی تضعیف می‌کند.

 

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله عربستان، امارات و قطر از تولیدکنندگان و صادرکنندگان مهم فولاد در منطقه هستند. بسته شدن تنگه هرمز صادرات این کشورها را نیز با مشکل مواجه می‌کند و زنجیره تامین فولاد در بازارهای هدف مانند هند، پاکستان و کشورهای آفریقایی را مختل خواهد کرد. در نظر بگیرم که چین به‌عنوان بزرگترین صادرکننده ورق گرم به کشورهای خلیج فارس، حدود ۱۷ درصد از کل صادرات ورق گرم خود را به این منطقه ارسال می‌کند که معادل حدود ۳.۶۸ میلیون تُن در سال است. با بسته شدن تنگه هرمز، این تجارت عملا متوقف شده و صادرکنندگان چینی را مجبور به یافتن بازارهای جایگزین یا پذیرش هزینه‌های بالاتر حمل‌ونقل از مسیرهای طولانی‌تر مانند دماغه امید نیک واقع در ساحل جنوبی آفریقای جنوبی، می‌کند.

 

کمبود عرضه ناشی از اختلال در صادرات منطقه خلیج‌ فارس، همراه با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، فشار صعودی بر قیمت‌های جهانی فولاد وارد می‌کند. و شاخص‌های قیمتی در بازارهای آسیایی بلافاصله واکنش نشان داده و افزایش ۱۰ تا ۳۰ دلاری در هر تُن را تجربه کرده‌اند. این افزایش قیمت در نهایت به مصرف‌کنندگان نهایی در سراسر جهان منتقل خواهد شد. در صورت کاهش تنش‌ها و بازگشایی تنگه هرمز، هزینه‌های حمل‌ونقل به سطوح قبل از بحران بازنمی‌گردد، اما تجارت فولاد به روال عادی بازگشته و نقد شوندگی افزایش می‌یابد. در این سناریو، صادرات فولاد ایران با هزینه‌های بالاتر اما امکان‌پذیر خواهد بود. و محتمل‌ترین سناریو، تداوم تنش‌ها در سطحی است که منجر به بسته شدن کامل تنگه نشود، اما هزینه‌های حمل، بیمه و انرژی را در سطح بالایی نگه دارد. در این وضعیت، تجارت فولاد با هزینه‌های بالاتر ادامه یافته و بازارها با نوسانات شدید قیمتی مواجه خواهند شد. که با بسته شدن تنگه هرمز یک شوک بزرگ به صنعت فولاد ایران و جهان وارد می‌کند.

 

برای ایران، این بحران به معنای توقف صادرات، کاهش تولید و افزایش هزینه‌های تمام‌شده است. برای بازار جهانی نیز، افزایش قیمت‌ها، اختلال در زنجیره تامین و تورم هزینه‌های تولید را به همراه دارد. سهم فولاد از صادرات ۵۷.۸ میلیارد دلاری سال ۱۴۰۳، به میزان ۶.۶ میلیارد دلاری، معادل ۱۱ درصد بوده است. این مقدار جایگاه دوم صادرات را بعد از صنعت پتروشیمی به فولاد اختصاص داده است.

 

در نهایت باید گفت؛ اکنون مدیریت آبراهه هرمز در جنگ به عنوان اهرمی بازدارنده با ایران است. ادامه وضعیت فعلی و تداوم جنگ آثار مخرب فراوانی خواهد داشت و موجب شوک اساسی به بازار صنعت فولاد می‌شود مگر آن که تولید کنندگان فولاد از طریق دیپلماسی با ایران از در تعامل وارد شوند. در غیر این صورت هیچ گزینه‌ای پیش روی آن‌ها قرار ندارد و این کابوس‌، کابوس کشورهای صاحب فولاد است.

 

  • نویسنده : سیمین قافلی