فولاد سازان _در حالی‌ که فشارهای جهانی برای کاهش آلایندگی‌های صنعتی رو به افزایش است، فولاد سبز به‌عنوان یکی از ارکان اصلی گذار به اقتصاد کم‌کربن مطرح شده است. اما مسیر دستیابی به آن، در پیچ‌وخم چالش‌های فنی، اقتصادی و سیاسی قرار دارد؛ مسیری که تنها با سرمایه‌گذاری هدفمند، سیاست‌گذاری هوشمند و همکاری بین‌المللی هموار خواهد شد.

قسمت دوم

فولاد سبز؛ انتخابی استراتژیک در دو راهی بقا و توسعه

عبور از تولید سنتی فولاد و بهره مندی از تولید فولاد سبز، تحولی عظیم و پر هزینه در صنعت فولاد سازی است که نیازمند سرمایه‌ گذاری ‌های کلان در تولید انرژی‌ های تجدیدپذیر و توسعه فناوری ‌های نوین است. اتحادیه اروپا با هدف دستیابی به انتشار خالص صفر کربن تا سال ۲۰۵۰، این مسیر را در پیش گرفته و شرکت‌های بزرگی مانند آرسلور میتال نیز متعهد به این هدف شده ‌اند. اما هزینه‌های این تحول بسیار بالاست و تخمین زده می‌شود که کربن‌زدایی از صنعت فولاد در اروپا حدود ۴۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. چین نیز با توجه به سهم بالای خود در تولید فولاد جهان، برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به واسطه این صنعت، تلاش‌های گسترده‌ای را آغاز کرده است

به طور متوسط تولید یک تن فولاد حدود دو تن دی اکسید کربن تولید میکند. علت اصلی ناکارآمدی انرژی و آلودگی محیط زیست فناوری قدیمی تولید فولاد در حال استفاده است. فولاد سبز یک فرآیند جدید فولادسازی است که انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش میدهد هزینه ها را کاهش میدهد و کیفیت فولاد را بهبود می بخشد(Hassan ZM, Kiani A, Hadad M. Ferdowsi Univ Mashhad; 2025.)

در دهه‌ای که مبارزه با تغییرات اقلیمی به مهم‌ترین دغدغه‌ سیاست‌گذاران و صنعت‌گران جهان تبدیل شده، فولاد به‌عنوان یکی از آلاینده‌ترین صنایع، در کانون توجه قرار گرفته است. این صنعت سهمی حدود ۷ تا ۹ درصدی در انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای دارد و نمی‌توان انتظار داشت که جهان به اهداف اقلیمی برسد، مگر اینکه تحولی اساسی در زنجیره تأمین فولاد رخ دهد.

 

مفهوم فولاد سبز، مفهومی فراتر از صرفاً کاهش آلایندگی است. این عبارت به مجموعه‌ای از فناوری‌ها، سیاست‌ها و شیوه‌های تولید اطلاق می‌شود که هدف آن‌ها کاهش یا حذف کامل انتشار کربن در فرآیند تولید فولاد است. اما گذار به این نوع فولاد، نیازمند تغییرات ریشه‌ای در ساختار تولید، انرژی، حمل‌ونقل و سیاست‌گذاری است. این موضوع، از یک انتخاب تکنولوژیک، به تصمیمی راهبردی تبدیل شده که می‌تواند آینده صنعتی و اقتصادی کشورها را دگرگون کند.

 

تفاوت‌های منطقه‌ای؛ فرصت یا تهدید؟

 

اروپا، به‌عنوان پیشگام فناوری در این حوزه، مسیر گذار به فولاد سبز را با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوینی نظیر کوره‌های قوس الکتریکی و فرآیندهای مبتنی بر هیدروژن آغاز کرده است. با این حال، واقعیت‌های اقتصادی و ساختاری، مانعی جدی در این مسیر به شمار می‌روند. قیمت بالای انرژی، مقررات سخت‌گیرانه و اجرای تدریجی مکانیزم تعدیل مرز کربن، از جمله چالش‌هایی‌اند که موجب شده تولید فولاد سبز در این منطقه، هزینه‌بر و کم‌رقابت باشد.

 

برآوردها نشان می‌دهند که برای حفظ رقابت‌پذیری، قیمت انتشار کربن در اروپا باید تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۲۳۰ دلار در هر تن افزایش یابد. این در حالی است که سطح فعلی این قیمت (حدود ۱۰۰ دلار) هنوز نتوانسته پویایی لازم را برای تغییر گسترده ایجاد کند.

 

در سوی دیگر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با تکیه بر انرژی ارزان‌قیمت، از مزیتی نسبی در تولید آهن بریکت‌شده گرم سبز برخوردارند. حمایت‌های هدفمند دولتی، زیرساخت‌های توسعه‌یافته و دسترسی به گاز طبیعی، موجب شده تا خاورمیانه به‌عنوان یکی از مناطق دارای پتانسیل بالا در تولید فولاد سبز مطرح شود.

 

هند نیز با بهره‌گیری از زنجیره تأمین یکپارچه و منابع انسانی ارزان‌تر، توانسته بخشی از بازار فولاد کم‌کربن را به‌دست آورد، هرچند وابستگی بالای آن به کوره‌های بلند سنتی، روند گذار را کند کرده است. چین نیز با وجود سرمایه‌گذاری‌های سنگین در فناوری، هنوز درگیر کاهش تدریجی سهم کوره‌های سنتی است و دستیابی به اهداف کربن‌زدایی در مقیاس بزرگ، به زمان و سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارد.

 

با افزایش تمایل جهانی به تولید فولاد کم‌کربن، فناوری‌هایی مانند کوره قوس الکتریکی، میدرکس، فینکس و روش‌های مبتنی بر استفاده از هیدروژن سبز، به‌عنوان ستون‌های اصلی این تحول شناخته می‌شوند. با این حال، چالش‌هایی نظیر دسترسی به ضایعات فولاد، هزینه بالای انرژی الکتریکی و زیرساخت‌های موردنیاز برای تولید و ذخیره هیدروژن، هنوز بر سر راه گسترش این فناوری‌ها قرار دارند.

 

از سوی دیگر، آینده این صنعت به‌شدت به قیمت و دسترسی به انرژی بستگی دارد. کشورهایی که بتوانند منابع تجدیدپذیر یا گاز طبیعی ارزان‌قیمت را در اختیار داشته باشند، در موقعیتی بهتر برای تولید فولاد سبز قرار خواهند گرفت. همچنین توانایی این کشورها در توسعه زیرساخت‌های انرژی و تنظیم مقررات حمایتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت این گذار ایفا خواهد کرد.

 

گذار به فولاد سبز بدون مداخله مؤثر دولت‌ها تقریباً ناممکن است. سیاست‌هایی مانند مشوق‌های مالیاتی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت، تضمین خرید محصولات سبز و تنظیم مقررات زیست‌محیطی، از جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند گذار را تسهیل و ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهند.

 

در این زمینه، ایالات متحده با تصویب «قانون کاهش تورم (IRA)»، مسیر روشنی برای حمایت از فناوری‌های پاک و تولید صنعتی کم‌کربن ترسیم کرده است. اتحادیه اروپا نیز با مکانیزم تعدیل مرز کربن (CBAM)، در تلاش است تا با وضع تعرفه بر واردات محصولات پرکربن، زمینه رقابت عادلانه را فراهم آورد. استرالیا، ژاپن و حتی کشورهای نوظهور در آمریکای لاتین نیز در حال تدوین استراتژی‌های مشابهی هستند.

 

اما مشکل اصلی در نبود استانداردها و چارچوب‌های جهانی یکپارچه است. هم‌اکنون هر کشور یا منطقه، تعریف خاص خود را از فولاد سبز و مسیرهای رسیدن به آن دارد. این چندپارگی استانداردها، نه‌تنها موجب سردرگمی در بازار شده، بلکه ریسک سرمایه‌گذاری را نیز افزایش داده است.

 

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند که تا سال ۲۰۵۰، فولاد سبز می‌تواند به جایگزین اصلی فولاد سنتی در جهان تبدیل شود. اما تحقق این هدف در گرو یک همگرایی جهانی در سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری و توسعه فناوری است. سرمایه‌گذاری در این حوزه، گرچه در کوتاه‌مدت هزینه‌بر است، اما در بلندمدت مزایایی نظیر پایداری زیست‌محیطی، افزایش اعتبار برند، جذب سرمایه‌گذار و انطباق با بازارهای آینده را به همراه خواهد داشت.

 

در واقع، فولاد سبز یک گزینه نیست؛ یک الزام است. الزام برای بقا در بازار جهانی، الزام برای مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و الزام برای توسعه‌ای پایدار. کشورهایی که امروز در این مسیر گام بردارند، نه‌تنها آینده اقتصادی خود را تضمین می‌کنند، بلکه نقشی اساسی در شکل‌دهی به آینده‌ای سبزتر برای جهان ایفا خواهند کرد.

 

قسمت اول آن کلیک کنید